احمد بن محمد حسينى اردكانى
94
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
مدخليّتى باشد ، مانند علم به كيفيّت اكتساب ملكات فاضله و اجتناب از صفات رذيله ، و علم به كيفيّت ازالهء مرض و تحصيل صحّت . و حكمت نظرى اشرف است از حكمت عملى ، زيرا كه حكمت عملى وسيلهء عمل است ، و وسيلهء هر چيز ادون از آن چيز است ، پس حكمت عملى ادون از عمل است ، و معلوم است كه عمل ادون از علم به معارف است . و ديگر آنكه حكمت نظرى مكمّل قوّهء نظريّهء نفس است . [ كه جنبهء عاليه آن است . و حكمت عملى مكمّل قوّهء عمليّه است كه جنبهء سافلهء نفس است . « 1 » ] و ديگر آنكه از حكمت نظرى علم به مبدأ و معاد و تدبّر در صنع خالق عباد حاصل مىشود و از حكمت عملى علم به نظام معاش و نجات معاد حاصل مىگردد . و بعد از اين قسمت ، حكمت نظرى را ، به اعتبار ما يبحث عنه فيها ، به سه تقسيم نمودهاند و گفتهاند كه اگر مبحوث عنها امورى است كه در هيچ يك از وجود خارجى و ذهنى احتياج به مادّه ندارند - مانند عقول مجرّده ، و اقسام اوّليّهء وجود ، مثل واجب و ممكن و واحد و كثير و علّت و معلول - علم الهى و فلسفهء اولى است ؛ و اگر امورى است كه در وجود خارجى به مادّه محتاجند و در وجود ذهنى از آن مستغنى ، مانند تربيع و تثليث و كرويّت و عدد ، علم رياضى و تعليمى است . و اگر امورى است كه در هر وجود به مادّه محتاج است ، مانند [ 5 ] انسان كه در تصوّر نيز بايد كه با لحم و عظم متصوّر گردد ، و مانند فطوست كه بايد با انف به ذهن آيد ، علم طبيعى است . و چون مبحوث عنه در علم الهى ، كه از آن تعبير به موضوع مىكنند ، بر دو قسم است : - قسمى آن است كه به هيچ وجه تعلّق به مادّه نمىتواند گرفت ، مانند اللّه و عقول ، و قسمى ديگر آن است كه اگر چه به حسب ذات احتياج به مادّه ندارد امّا از آنكه به مادّه بياميزد ابا و امتناعى ندارد ، مانند اقسام اوّليّهء وجود - لهذا بعضى قسم اوّل را علم الهى اخص ، و قسم دوم را علم كلّى و امور عامّه ناميدهاند . و شيخ اشراق گفته است كه اگر در قسمت تثليثى مراد به علم الهى آن است كه موضوعش از قسم اوّل از اين دو قسم باشد ، اقسام اوّليّهء وجود از آن خارج خواهند بود ، و اگر
--> ( 1 ) . عبارت نقل شده در ميان علامت كروشه از نسخه خطى كتابخانه ملى تهران است .